پشت پرده حمایت روسیه از سوریه چیست؟

«دلیل واقعی حمایت روسیه از بشار اسد چیست؟»، «آیا روسیه تا آخر خط از سوریه حمایت می کند؟»، «آیا پوتین نهایتا بر سر سوریه با غرب معامله خواهد کرد؟»، «اساسا میزان نفوذ روسیه در سوریه چقدر است؟»، «آیا اگر حمایت روس ها نباشد، بشار اسد ساقط می شود؟» اینها و چندین سؤال این چنینی، پرسش هایی هستند که در موضوع بحران سوریه خودنمایی می کنند و یافتن پاسخ آنها به فهم ماجرا کمک شایانی خواهد کرد. نضال حماده، تحلیل گر برجسته و مطرح لبنانی اخیرا در مطلبی ، سعی کرده به برخی از این پرسش های جواب دهد. نظر به اهمیت موضوع و تحلیل های خواندنی حماده، ترجمه کامل نوشته او را تقدیم می کنیم:(در ادامه مطلب بخوانید)

اخیرا «ایگال بالمور»، سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه اسرائیل، در برنامه «در جوّ» (که توسط روزنامه نگار فرانسوی «ایف کالفی» تهیه می شود) در شبکه 5 تلویزیون فرانسه، شرکت کرد. در جواب به سؤالی پیرامون سفر پوتین رئیس جمهور روسیه به اسرائیل، بالمور گفت: پوتین در این سفر از منافع روسیه در سوریه سخن گفت و گفت که روسیه حاضر نیست از حضورش در سوریه و از منافعش در آنجا دست بکشد.

به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل، پوتین گفت که روسیه از شخص بشار اسد حمایت نمی کند بلکه خواستار حفظ نظام فعلی سوریه است و تا زمانی که موسکو شخصی را نیابد که به او اطمینان داشته باشد و کسی باشد که بتواند سوریه را اداره کند و از منافع روسیه در آنجا حمایت کند، تا آن زمان روسیه به هیچ وجه از حمایت بشار اسد دست نخواهد کشید و از همه اوراقش برای دفاع از او استفاده خواهد کرد.
 
ایگال بالمور افزود: روسیه خواستار حضور ترکیه در سوریه نیست و این در حالی است که ترکیه ای ها عجله داند تا جای ایران را در آنجا تصاحب کنند، اگرچه ترکیه هرگز در این راه دست به ماجراحویی نظامی نخواهد زد. این آخرین کلام سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل در آن برنامه بود.
 
تلاش روسیه برای بازی با کارت سوریه و کسب نفوذ 
 
این معادله، اساس بازی بین الملی و منطقه ای پیرامون سوریه است. از همین رو فشارهای غربی ها و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس از مطالبه ساقط کردن نظام سوریه به مطالبه کناره گیری شخص بشار اسد از ریاست جمهوری تبدیل شده است. ولی موسکو این منطق را هم رد می کند؛ گاهی به صورت مستقیم و گاهی به صورت غیر مستقیم (مثلا با گفتن اینکه این ملت سوریه است که تعیین می کند چه کسی بر آن حکومت کند یا اینکه این ملت سوریه است که سرنوشت رئیس جمهور خود را تعیین می کند.) موسکو وقتی چنین رفتاری در پیش می گیرد، یعنی در حال تعامل با واقعیت های سوریه است، واقعیت هایی که نمی تواند آن را به زور یا با تحمیل، تغییر دهد؛ چراکه اولا نفوذ مسکو در دمشق به آن حدی نیست که رئیس جمهور سوریه و اطرافیان او به درخواست روسیه مبنی بر کناره گیری اش از ریاست جمهوری گردن نهند و ثانیا، مسئله سوریه باعث شده که روسیه وجهه بین المللی خود را احیا کرده و نفوذش را (که حدود ربع قرن بود از دست داده بود)باز به دست آورد.
 
حالا امروز، همه با زبان دوستانه با روسیه صحبت می کنند (از باراک اوباما گرفته تا فرانسوی ها و بریتانیایی ها، کشورهای حاشیه خلیج فارس هم که دیگر جای خود دارند) و تمام این نفوذ روسیه از جریان بحران سوریه است. مسکو نه یک روبل پول خرج کرده است، نه یک گلوله شلیک نموده و نه یک سرباز به صحنه درگیری ها فرستاده؛ همه این نفوذ، اول و آخرش از طریق تمسک مسکو به حفظ نظام هم پیمانش بشار اسد رخ داده است. و البته باید توجه کرد که اگر نظام سوریه نظام ضعیفی بود، غرب هیچ فرصتی برای تحرک به مسکو نمی داد و همان کاری که در لیبی کرد را در اینجا هم تکرا ر می کرد بدون اینکه روسیه بتواند هیچ کاری بکند.
 
دلیل اصلی بقای بشار اسد: معادله قدرت خود سوری ها
 
در همین باره، یک طرف معارض سوری برای خود من از یک مسئول فرانسوی که با او دیدار داشته نقل می کرد که روس ها وقتی با بشار اسد پیرامون طرح اتحادیه عرب برای اجرای سناریوی یمن در سوریه سخن گفته بودند [یعنی امضای توافقی بین مخالفان و دولت مبنی بر واگذاری تدریجی قدرت و در گام اول، کناره گیری رئیس جمهور از قدرت با دریافت مصونیت قضایی]، بشار اسد جوابی قاطع و محکم و قوی به روس ها داده و گفته بود: هرگز سناریوی یمن در سوریه اجرا نخواهد شد و احدی در دنیا نمی تواند کاری را که نمی خواهم به من تحمیل کند.
 
فلذا می بینیم که معادله اصلی، قدرت خود بشار اسد و توانش در بقا و حفظ نظامش و برخورداری اش از حمایت بخش وسیعی از مردم سوریه (گذشته از حمایت ارتش و دیپلماتهای کشورش) است. این معادله است که باعث شده بشار اسد آن چیزی باشد که برای همپیمانش روسیه امکان آن وجود ندارد که بخواهد یا بتواند بر سر او با دیگران چانه زنی کرده یا سازش نماید. این یک دلیل ساده دارد: اینکه مسکو چیزی را از بشار اسد بخواهد که روسیه توان دستیابی به آن را ندارد و اسد هم آن را نمی پذیرد [یعنی درخواست کناره گیری اسد] موجب خواهد شد روسیه در یک چشم به هم زدن تمام نفوذ و مورد توجه واقع شدن بین المللی اش را از دست بدهد، نفوذ و توجهی که آن را در یک چشم به هم زدن و تنهابا بلند کردن دست به عنوان رأی منفی در شورای امنیت به دست آورده است. لذا، روسیه نه برای استعفای اسد فشاری وارد خواهد کرد و نه اساساً توان آن را دارد که بخواهد او را به کناره گیری مجبور کند و نه جز او همپیمان مطمئنی دارد که از حضور و منافعش در سوریه حمایت کند.
 
نقش ایران در قضایا
در این بین، معادله ایران هم مطرح است و این همانی است که نظام سوریه مشخصا در موضع روسیه به آن استناد می کند. از همین روست که روسیه که نفوذ ایرانی ها را نزد حکام دمشق می شناسد ایران را به عنوان یک طرف شریک در هر راه حلی برای ماجرای سوریه می شمرد و در همان حال، ایران هم بر مسکو فشار می آورد که در موضع فعلی اش در حمایت از نظام سوریه (و از بشار اسد که به عنوان عامل اطمینان حفظ این نظام) باقی بماند. از همین رو بشار اسد قبل از کنفرانس ژنو پیش دستی کرده و رد هرگونه راه حل غیر سوری برای بحران سوریه را اعلام نموده است، آن هم مشخصا از طریق رسانه های ایرانی. این همان معادله ای ست که ترکیه می خواهد آنرا در سوریه تمام کند. 
 
تضاد منافع روسیه و ترکیه
 
روس ها از نفوذ ترکیه در بخش آسیایی شوروی سابق (که کشورهایش هم پیمان روسیه محسوب می شوند) نگران هستند. روس ها که از نفوذ کلیسای کاتولیک به طرز مشخصی بهره مند هستند، هزار سال جنگ منافع با ترک ها را در پشت سر دارند (مشخصا از زمان سقوط قسطنطنیه ی ارتدکس) و می بینیم که یونان و قبرس ارتدکس هم شدیدترین و عمیق ترین دشمنان  آنکارا در این منطقه هستند.
 
از نظر مسکو، ترکیه در حال تلاش برای نبردی خصومت آمیز با اوست و قصد دارد روسیه را از طریق امضای قرارداد خط لوله انتقال گاز نابوکو، در محاصره اقتصادی قرار دهد. این خط لوله قرار بود گاز طبیعی ترکمنستان و کشورهای حاشیه دریای خزر را به ترکیه وسپس از طریق بلغارستان به اتریش و مجارستان منتقل کند. و این خط لوله به هیچ وجه از اراضی روسیه رد نخواهد شد و از طریق این خط لوله، غرب تلاش خواهد کرد از اتکایش به گاز روسیه بکاهد.
 
روسیه با ترکمنستان وارد مذاکرده شد و در نتیجه، ترکمنستان هم از موافقت نامه احداث این خط لوله عقب نشینی کرد. از همین رو غربی ها به سراغ آذربایجان که همسایه ایران است رفتند و با او قرار داد را امضا نمودند. و از اینجا بود که منافع روسیه و ایران در تعارض تام با ترکیه قرار گرفت، از ماجرای گاز گرفته تا قضیه سپر دفاع موشکی و حالا هم ماجرای سوریه. سوریه ای که (طبق گفته منابع مطلع فرانسوی) هواپیمای فانتوم ترکیه را با صلاح ضد هوایی ای ساقط کردند که به وسیله رادار بسیار پیشرفته «پانتسیرا 5» روسی هدایت می شد.