ادبیات وجودی حضرت فاطمه (س) انباشته ازمنابع گران قیمتی است که پژوهشگر را درتدوین جنبه های شخصیتی ایشان یاری می‌دهد. همواره جنبه های زندگی اجتماعی،فردی ،سیاسی حضرت به نگارش درآمده است. تألیفات فراوانی حضرت فاطمه(س) را به عنوان الگوی جامع و کامل زن مسلمان معرفی نموده اند؛ اما تا بحال به مسئله جهانی شدن سیره حضرت توجه کمتری صورت گرفته است . مطرح نمودن حضرت بعنوان الگو و سرمشقی برای همه انسانها – اعم از مسلمان و غیر مسلمان – موضوعی نو و مستلزم تلاش فراوان است. این نوشتارکوشش خواهد کرد تا جنبه جهان شمولی سیره حضرت زهرا(س) را حتی المقدورتبیین نماید.(در ادامه مطلب بخوانید)

سیره: به معنای روش و طریقه، هیأت می‌باشد.[1] سیره در زبان عربی از ماده سِیرگرفته شده است. سیر یعنی نوع و سبک رفتار.

جهانی شدن : « جهانی شدن فرآیندی است که به موجب آن دولت های مختلف جهان به یکدیگر نزدیک و وابسته می‌شوند».[2] 

حال این نزدیکی عامل مشترکی می‌طلبد تا بتواند هماهنگی لازم را بین جوامع بوجود آورد، برخی این عامل را، عامل اقتصادی، عده ای آنراعامل فرهنگی و یا عوامل سیاسی می‌دانند ومعتقدند جهان با پیروی از یک شیوه اقتصادی یا سیاسی مشترک و یا یک فرهنگ و مکتب مشترک می‌تواند به یکدیگر نزدیک شود و تا حدودی از تنشهای موجود میان دولتها کاسته شود.

 صاحبان دهکده جهانی معتقدند که باید تمام فرهنگها، اندیشه ها وعقاید در چنین فرهنگ واحدی [فرهنگ غربی]استحاله شود واین فرهنگ لامحاله تمام عالم را فرا گرفته و حرف آخر را خواهد زد.[3]

نیازهای جهان

 جهان امروزعلی رغم پیشرفتهای زیادی که در زمینه علم و فنآوری داشته، به همان میزان از معیارها و ارزشهای انسانیت فاصله گرفته است. این فاصله نتیجه بروز و ظهور مکاتب فکری همانند: اومانیسم، سکولاریزم، نسبیت گرایی، فرد گرایی و... می‌باشد. این مکاتب ابتدا سبب جدایی انسان از خدا و مذهب و سپس موجب جدایی انسانها از یکدیگر شد که خود منشأ بسیاری از مشکلات و معضلات گردید.

 رخت بربستن معنویت از زندگی انسان ،مشکلات عدیده ای را بوجود آورده است. اولین نهاد اجتماعی که تحت تأثیر این پدیده منفی قرار گرفت، خانواده بود. نظام خانواده با ماشینی شدن زندگی، رو به سستی و فروپاشی گرایید. مهرومحبت درخانواده جای خود را به روابط بی روح و کلیشه ای داد. آمار طلاق افزایش یافت و میزان ازدواج به طور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا کرد. تعداد کودکانی که در کانون خانواده شکل می‌گرفت، تقلیل پیدا کرد و برتعداد کودکان نامشروع و پرورشگاهی افزوده شد. روابط بین الملل نیزازتأثیرات صنعتی شدن بی بهره نماند. دولتهای استعماری برای تأمین منافعشان، منفعتهای زیادی را مصادره کردند وبرای تامین امنیتشان، امنیت بسیاری را سلب نمودند. بدین ترتیب، جهان امروز به مقولاتی همچون صلح و ثبات، امنیت، وجود نهاد مقدس خانواده، ضابطه‌مند شدن روابط میان زن و مرد و از همه مهمتربازگشت دین و معنویت به متن زندگی انسانها، نیاز مبرم دارد. مسئله جهانی شدن بارویکرد و عملکرد مثبتش می‌تواند مسیر دستیابی به این مقولات را ممکن کند.پدیده گرایش به دین ازجمله مسایل نوظهور جهان امروز می‌باشد."بازگشت جهانی اندیشه های دینی و جنبش های اجتماعی یکی از غیرمنتظره ترین رویدادهایی است که درپایان قرن بیستم به وقوع پیوسته است."[4]

 موج جدید گرایش به حجاب درجهان، نیازبه دین واحکام شرعی را بیش ازپیش روشن می‌سازد." می‌توان بازگشت به حجاب را بخشی از مبارزه سیاسی و فردی زنان علیه وضعیت موجود و نیز مبارزه نمادین برای بهبود شرایط موجود تلقی کرد."[5]

حضرت فاطمه(س)زن نمونه یانمونه زن؟

 الگو یکی از طرق سازندگی درمراحل مختلف زندگی است. بسیاری از بی هدفی ها زاییده بی الگویی هاست. زبان الگو، زبان عمل است در نتیجه تأثیری که الگو برافراد می‌گذارد، بسیارعمیق ترو ماندنی تر ازگفتار است. به دلیل اهمیت الگو ادیان الهی و مکاتب بشری سعی درارائه الگو ازنوع خود انسان داشته اند و ازنقش الگو درآبادانی و ویرانی جوامع غافل نبوده اند.

 دین مبین اسلام الگوها و شاخص‌های‌متعالی ‌ارائه داده و انسانها را به پیروی از سیره عملی و نظری آنان دعوت نموده است. اگر درمکاتب ساخته بشر، الگوی عملی وجود ندارد و آنان ناگزیرند ایده آلیستی بیندیشند، خوشبختانه درمکتب اسلام راستین یعنی تشیع، الگوهای بسیاری وجود دارد.[6]

 دامنه تأثیر گذاری اسوه ها از نظر قرآن اعم از حوزه فردی، اجتماعی و تاریخی است . در حوزه فردی نقش سرمشقها اصلاح مناسبات اجتماعی و سیاسی است و درعرصه تاریخی تأثیر اسوه ها به تغییر و تحول در جهت گیریهای تاریخی ارتباط می‌یابد.[7]

 هم اکنون جا دارد به این سؤال پاسخ گفته شود که آیا حضرت زهرا(س) الگوی زنان است یا الگوی انسان؟ و آیا سیره ایشان قابلیت پیروی برای همه انسانها را دارد و یا مختص زنان می‌باشد؟ پرواضح است که حضرت زهرا (س) الگوی کاملی برای همه انسانهاست و همه بشریت می‌توانند با تأسی از سیره ایشان راه نجات و سعادت خود را طی نمایند.

 کرامت ها وفضیلت ها مختص مردان نیست. چنانچه زنان جوهری داشته باشند، مسیر تعالی وبالندگی معنوی برای آنان هموار است. اگر علی (ع) الگو ونمونه انسان کامل و ایده آل است در وجود مرد بودن، زهرای مرضیه نیز الگوی ایده آل انسان کامل است درمظهر زن بودن. قران وقتی می‌فرماید :« لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة »( احزاب،33/ 31 )مقصود از «لکم» همه انسان هاست،نه فقط مردان. این مطلب درمورد حضرت زهرا (س) نیز صادق است .آنچه فاطمه (س) را اسوه و نمونه ساخته،کمال انسانی اوست و بدین خاطر متعلق به عالم انسانیت است. ارزش های انسانی اختصاص به زن یا مرد ندارد و به تبع آن اسوه های انسانی نیز همین گونه اند. فاطمه(س) چنان که اسوه زنان است اسوه مردان نیزهست.( همانند پیامبران و امامان ) . [8]

  بین زن نمونه بودن و نمونه زن بودن تفاوت است ؛ زن نمونه یعنی زنی که سیره و روش او را همگان قادرند در زندگی اتخاذ واعمال نمایند و براساس سیره و سلوک او مسیرزندگی خویش را بپیمایند و نمونه زن یعنی زنی که میان زنان نمونه و الگوست.

سیره حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا (س) درمدت کوتاه زندگی خود، گوهرهایی تابناک ازجلوه های گفتاری و رفتاری برجای نهادند و جلوه های باارزشی را به نمایش گذاشتند.

·   در مقام عبادت، یک شب زنده دار گریان؛

·   در مقام عرفان، یک عارف واصل؛

·   درمقام حمایت ازامام وقت،یک سیاستمدار الهی؛

·   در مقام پرورش فرزند، یک مادر آگاه؛

·   درمقام همسرداری،همسری شایسته ومهربان

·   در مقام عفاف، عفت مجسم؛

·   در مقام استدلال، قرآن ناطق؛

 درسراسرزندگی یگانه بانوی اسلام، مظاهر بی‌مانندی از زهد و ایثار آن حضرت به چشم می‌خورد. بی اعتنایی حضرت به دنیا، ساده زیستی و پرهیز از تجملات، مقدم داشتن دیگران برخود شمه ای از تقوا و وارستگی ایشان نسبت به امور دنیوی است و پیامی‌است به پیروان آن حضرت تا هرگزآرمانها و ابزارهای زندگی را جایگزین همدیگر نسازد.

حضرت زهرا(س)به دلیل آنکه به مرتبه بالایی از معرفت الهی دست یافته بودند چنان عابدی بودند که در مورد ایشان گفته شده:«در این امت عبادت کننده ترازفاطمه کسی نبود.اوهمواره به عبادت برمی خواست تا اینکه قدمهایش ورم کرد»[9]

البته عبادت حضرت فاطمه(س)، یک عبودیت خشک وبی روح نبود، بلکه عبادت ایشان،عبادتی توأم با خضوع و خشوع و همراه با خشیت الهی بود؛ عبادتی سازنده و تکامل دهنده.

ایشان مظهر مهربانی و محبت به همسر بودند. بدین سبب او را«حانیه»[10] نامیدند. حانیه یعنی مشفق برهمسر و فرزندان.

 ایشان مصداق آیه « ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا" لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة » (روم،30/21)می‌باشند. این چنین است که وقتی از علی (ع) درباره فاطمه(س) می‌پرسند، حضرت می‌فرمایند: «نعم العون علی طاعة الله».[11] یعنی فاطمه(س) بهترین کمک کار در اطاعت خدا بود.

 حضرت زهرا (س) با یک مدیریت صحیح و به کار بستن ویژگیهای تربیتی توانستند فرزندانی را به جامعه تحویل دهند که هرکدام منشأ آثارخیر و پیشرفت دین و احکام الهی شدند و عملا" به الگوها و اسوه های مقاومت، شرافت، هدایت، ایثار و شهادت تبدیل گردیدند.[12]

حضرت زهرا(س) براین باوربودند که نمی‌توان تنها برای خود زندگی کرد و نسبت به دیگران بی تفاوت بود. ایشان همانند مردان بزرگ تاریخ در فکر بشریت بودند. از نقش آفرینی های درخشان فاطمه زهرا (س) بالا بردن فرهنگ جامعه، رشد فکر و اندیشه مردم و دفع مشکلات و شبهات آنان است. آن حضرت از مسائل ساده تا پیچیده ترین مسایل و مشکلات را پاسخگو بودند و این میسر نبود مگر با احاطه علمی‌، قوت فکری و استعداد منطقی ایشان .

زیباترین شیوه رفتار با همسایه درعمل حضرت تجلی داشت و ایشان همواره همسایگان و دیگران را برخود مقدم می‌داشتند. لذا همواره می‌فرمودند: الجار ثم الدار.آن قدر دلش برای مردم می‌تپید که درنماز شب فقط برای دیگران دعا می‌کرد و حتی یک دعا برای خودش نکرد. بدین ترتیب فلسفه تمامی‌فریادها و خروشهای فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص) روشن می‌شود.[13]

 حضرت صدیقه طاهره دربعد سیاسی یک سیاستمدار آگاه و روشن بین اسلامی‌است. زمانیکه آن حضرت احساس می‌کند که اسلام و امام زمانش به حرکت سیاسی او نیازمند است به بهترین وجه برای روشن شدن حق ولایت وامامت به دفاع برمی‌خیزد وعلی (ع) را یاری می‌دهد و با احساس مسئولیت خطیر از درک انحراف اسلام از سیر ملکوتی و الهی اش با تنی مجروح و صدمه دیده و روح جریحه دار به مرکز اجتماعی – سیاسی مسلمین (مسجد) می‌رود و مردم را از تحریف و تصرف در احکام الهی هشدار می‌دهد.[14]

 یاری طلبیدن ازمهاجرین و انصارازدیگر شیوه های مبارزاتی – سیاسی حضرت بود . از دیگر جنبه ها ی مبارزاتی حضرت، مبارزه منفی ایشان است و اولین سلاح دراین راه به فرموده خودحضرت «گریه» بود. او با اشک چشم خود نشان داد که از حکومت وقت ناراضی است و گریه او دراثرمصائبی است که حکومت غاصب برای او فراهم کرده است.[15] درحقیقت حضرت با درک مناسب از اوضاع و شرایط جامعه، روش مناسبی را درجهت بیدارساختن خفتگان پیش گرفت. زیرا «حفظ مکتب » اولین ره آورد اشک ارزشمند است.

 اعلام نارضایتی ازرفتار شیخین ،از دیگر شیوه های مبارزه منفی آن حضرت به شمار می‌رود. پیامبر اکرم (ص) از مدتها قبل رضایت و خشم فاطمه (س) را عین رضایت و خشم خود خوانده بود و زهرا (س) از این پشتوانه در راه مبارزه، جهت دفاع از ولایت دربرابر غاصبین استفاده نمود.[16]

 
عوامل عظمت حضرت فاطمه (س)

 عظمت شخصیت حضرت زهرا (س) مورد اذعان تمام فرق ومذاهب اسلامی‌است. صدیقه کبری (س) عظیم است، چون عارف به خدای اکبر و اعظم است و نام مقدس فاطمه تا ابدیت در دلها جای گرفته، چون محبوب خدای بی نهایت گشته است.[17]

 عبودیت حضرت زهرا(س) خالصانه و ازهر تعلقی آزاد و رها بود. به این خاطر روح پاک او از تقیدات مادی آزاد گشت و توانست اوج گیرد و جاودانه شود. او در گفتار، کردار و افکارخود چیزی جزرضایت خدا را در نظر نداشت. به راستی که ایشان آیه شریفه « من کان یرید العزة فإنّ العزة لله جمیعا"»(حجر،15 /99) را خوب درک کرده بود و خود مصداق روشنی برای آن شده بود.

 فاطمه زهرا(س) شخصیتی است که برای همیشه باقی است و هیچ گاه گذشت زمان و تغییرات و تحولات او را از یاد نمی‌برد. فکرش، خط مشیش، ابعاد گسترده حیاتش روز به روز در دلها و جانها بیشتر نفوذ می‌کند و وسیعتر و پر دامنه تر می‌شود، چرا که او فانی در حق است و لذا باقی به حق .[18]

      اصول ومعیارهای جهانی شدن یک مکتب

 جاودانگی وجهانی بودن دین اسلام را می‌توان ازآموزه های اسلام و آیات قران استخراج نمود. آنجا که رسالت پیامبر(ص) را برای «کافة الناس» معرفی می‌کند،یا آنگاه که«للعالمین» را مورد خطاب قرارمی‌دهد. پس آموزه ها ومعارف اسلام مختص مکان یا زمان خاصی نیست بلکه متعلق به کل بشریت در تمامی‌دوران ها است. چنان چه بسیاری از نوگرایان وسنت گرایان بر این امر اتفاق نظر دارند.

  هرمکتبی که اندیشه جهانی شدن و جاودانه شدن رادرسرداشته باشد، می‌بایست اصول و معیارهایی داشته باشد. ازجمله آن اصول، پویا بودن انتظارات درآن است. مقصود ازپویایی انتظارات آن است که : بتوانند همراه با عرصه های بسط یافته و رو به گسترش جهانی، الگوهایی مناسب ارائه کنند که در مقابل چالش های جدی دردنیای مدرن، ازخود واکنش های مطلوب و مناسب نشان دهند، به گونه ای که هم کلیت ساختار و پشتوانه های سنتی خود را حفظ کنند و هم در مقابل حضور شتابنده و افسونگر جهانی شدن دچار مسخ، فراموشی و خاموشی نگردند.[19]

 از لوازم جهانی شدن یک ثابت عملی آن است که دستورات وروشهایی را که ارائه می‌دهد مطابق عقل و خرد باشد و از مسیر خرد ومنطق تخطی نکند. زیراالگویی که دستور عقلانی می‌دهد، فرازمانی و فرا مکانی است.

از دیگر ملزومات فراگیر شدن یک روش و منش، پیروی آن از فطرت انسانی است. اگر بنا باشد که یک شاخص عملی برای همه اعصار و اقشار دارای پیام و قابل تأسی باشد، باید دستورات آن مطابق با فطرت ونهاد انسانی باشد، چرا که فطرت همه بشریت یکتا پرستی،نیک سرشتی وخیر جویی را دنبال می‌کند.

 از دیگر معیارهای جهانی شدن یک اندیشه ،از یک سو داشتن اصول ثابت واز سوی دیگرداشتن آموزه های انعطاف پذیر است. اگر تنها اصول ثابت داشته باشد و برای متغیرات زمان چاره ای نیندیشیده باشد، مختص به محیط پیدایش همان اندیشه می‌شود و قابلیت جهانی شدن را پیدا نخواهد کرد و اگر هیچ اصل ثابتی هم نداشته باشد ،اصالت خود را طی قرون و اعصار از دست می‌دهد وزمینه زوال وانحطاط آن فراهم خواهد شد.

شیوه های جهانی نمودن سیره حضرت زهرا(س)

 غیبت امت اسلامی‌از عرصه جهانی، فاجعه بزرگی بود که بشریت دچار آن شد. این امت علی رغم داشتن اسوه های انسان ساز،به اصطلاح قافیه را به مکتب های الحادی والگوهای شیطا نی واگذار کرد و به الگوهای منحرف اجازه داد که یکه تاز میدان باشند و مردم را نسبت به خدا، آخرت، دین و اخلاق دچار فتنه و آشوب کنند و البته حکمت خداوند از پدید آوردن این امت، هدایت تمام مردم به سوی الگوی صحیح بوده است. [20]

 مطمئنا" الگوهای اسلام هرگز اعتبار خود را به عنوان فروغ هدایت از دست نداده است و این مسلمانانند که از جایگاه حقیقی خود دورگشته اند. حال امت اسلامی‌باید گذشته راجبران کند و تلاش نماید تا الگوهای ناب اسلام را درسطح بین المللی مطرح و پیاده کند. علت ناشناخته ماندن حقیقت اسلام این است که مسلمانان خود از الگوهای اسلام عملا" پیروی نمی‌کنند و یا این که یک بعدی عمل می‌کنند.

خود مسلمانان به الگوهایی که در باب حکومت و اقتصاد و...تبلیغ می‌کنند، عمل نمی‌کنند. در واقع در مورد الگوهای مورد نظر هیچ توافقی وجود ندارد. ما باید ارزشهای موجود در سنت های اسلامی‌خود را با روحیه ای فعال به حرکت در آوریم.[21] 

برای جهانی نمودن سیره حضرت زهرا(س)، مسلمین می‌بایست از امکانات موجود استفاده مطلوب نمایند. فرایند جهانی شدن علاوه بر داشتن تهدیدات، دارای فرصتهای خوبی برای اندیشمندان دینی می‌باشد،تا آنان به صورت جدی تر به احیاء و بازسازی ارزشهای دینی بیندیشند و برای شناساندن حضرت فاطمه(س) به جهانیان از فرصت به وجود آمده بهره گیرند. گرچه نماد جهانی شدن سلطه، اجبار و تحمیل قالب و الگوی معین است و نماد جهانی شدن اسلام، اختیار و عدم اکراه و اجبار در پذیرش الگوهای پیشنهادی آن می‌باشد.

از جمله ادوات و امکانات لازم برای تبیین شخصیت حضرت فاطمه(س) ،استفاده از وسایل ارتباط جمعی ،رسانه های گروهی و بهره وری از مراکز فرهنگی و نیروهای تبلیغی می‌باشد.مسلمانان با ارائه اطلاعات کافی و صحیح از شخصیت حضرت و نمایاندن چهره حقیقی اسلام از طریق این امکانات، گامی‌درجهت جهانی نمودن سیره حضرت زهرا(س) و سایرائمه(ع) برخواهند داشت.دراین عصرجدید فرهنگی برای جهانی نمودن سیره حضرت زهرای مرضیه (س) به سه عاملِ: تبلیغات (پیام رسانی،انتقال پیام،توجیه افکار عمومی‌)، ارتباطات (الگو سازی، فرهنگ سازی، ارزش سازی)و اطلاعات(افزایش تعاملات وارتباطات میان جوامع مختلف)نیاز داریم.

راهکاردیگرافزایش گرایشات جهانی به سیره حضرت فاطمه(س)، اتصاف مسلمانان به اوصاف و کمالات حضرت وتخلّق مسلمین به اخلاق پسندیده ایشان می‌باشد. ظهور و نمود پیداکردن اخلاق و رفتار فاطمی‌درمیان مسلمانان، زمینه های جلب سایر انسانها به پیروی از روش و بینش حضرت زهرا(س) را فراهم خواهد آورد. زیرا در وهله اول، اعمال و رفتار مسلمانان در معرض دید جهانیان واقع می‌شود و اسلام و الگوهای پیشنهادی آن، طبق رفتار و کردار پیروان آن مورد ارزیابی جهانیان قرارمی‌گیرد.

 سخن آخر

 پیروی از سیره نظری و عملی حضرت فاطمه زهرا (س)، تنها راه نجات بشریت در بند مادیات و ناملایمات امروز است. انسانهایی که یا به اسارت نفس سرکش در آمده اند ویا توسط قدرت های بیرونی به زنجیرکشیده شده اند.

تقوا، عفاف، عبادت و جهان بینی حضرت زهرا (س) اهرم مبارزه علیه نیروهای وسوسه گر باطن است و حضور در اجتماع، اندیشه سیاسی و مبارزه هدفمند راهکارهای مقابله با ناملایمات اجتماعی و خصلت های حیوانی متجاوزان به حقوق و حدود انسانها است.

البته نباید فراموش شود که سیر و سلوک نظری و عملی حضرت فاطمه (س) در چارچوب و اصول کلی دین اسلام و تعالیم اهل بیت (ع)است. در واقع اراده خداونداین گونه تعلق گرفته است که با قرار دادن تمام فضایل، کرامات و کمالات الهی و انسانی در وجود حضرت فاطمه (س)، اندیشه مرد سالاری بسیاری را در اختصاص فضیلت ها به مردان، باطل کند.از این رو بررسی و کاوش در اندیشه و رفتار حضرت زهرا(س)، اهمیت جهانی دارد. چه آنکه تقلیل شخصیت حضرت به الگو دهی به زنان مسلمان، تنها شمه ای از قابلیت های حضرت است.

 

http://www.yasinian.com/